Sara and Ayda (2017) on IMDb

سارا و آیدا (1396)

Sara and Ayda

  • فیلم سینمایی
89 دقیقه ، مناسب برای تمام سنین
محصول کشور: ایران
تاریخ اکران: 1396/05/18

هفتمین ساخته سینمایی «مازیار میری» فیلمی است با مضمون اجتماعی که داستان دو دوست به نام‌های «سارا»(غزل شاکری) و «آیدا»(پگاه آهنگرانی) را روایت می‌کند که بر اثر اتفاقی آبروی یکی از آن ها در خطر است. تلاش آن‌ها برای بازگشت به شرایط طبیعی مشکلاتی را برایشان به وجود می‌اورد که دوستی این دو را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

هفتمین ساخته سینمایی «مازیار میری» فیلمی است با مضمون اجتماعی که داستان دو دوست به نام‌های «سارا»(غزل شاکری) و «آیدا»(پگاه آهنگرانی) را روایت می‌کند که بر اثر اتفاقی آبروی یکی از آن ها در خطر است. تلاش آن‌ها برای بازگشت به شرایط طبیعی مشکلاتی را برایشان به وجود می‌اورد که دوستی این دو را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

جوایز فیلم سینمایی سارا و آیدا | Sara and Ayda
جوایز فیلم سینمایی سارا و آیدا | Sara and Ayda
جوایز فیلم سینمایی سارا و آیدا | Sara and Ayda
فیلم سینمایی سارا و آیدا | Sara and Ayda در جشنواره های مختلف 3 بار کاندید شده اطلاعات بیشتر
مهیار محمد ملکی
مهیار محمد ملکی 1396/10/17
5
آشنایی تا فروپاشی یک حس

سارا و آیدا سرگذشت رفاقت شش دانگی است که تحت تاثیر وقایع صورت گرفته ،دچار چالشی جدی میگردد چالشی که هیچگاه نمیتواند اثری تخریبی در روند رو به رشد آن دوستی داشته باشد با من مهیار محمد ملکی و نقد و بررسی سارا و آیدا همراه باشید مازیار میری کارگردان صاحب نامیست که اوج شکوفایی خود را بیشتر در گرو آثاری همچون کتاب قانون و پاداش سکوت و حوض نقاشی میبیند آثاری که به خودی خود از لحاظ فضا سازی و دغدغه فکری تفاوت های چشمگیر و شاخصی با هم دارند به نوعی میتوان اینگونه به عرض رساند که وی هیچگاه مسیر فیلمسازی را به سبک و سیاق کارگردانان کلاسیک ما همچون استاد حاتمی کیا یا استاد کیمیایی طی نکرده است و به همین دلیل او هیچگاه نیازی به پرسوناژ نداشته است (شخصیتی که در همه پروژه هایش گویای اندیشه و فکر او باشد ) و وی ضمن ایجاد یک خط ارتباطی مدرن بین عناصر داستانی خود سعی دارد با روحیه ای بلند پروازانه هر بار از موضوعی سخن به میان آورد که به مثابه یک حرکت جدید و یک اندیشه نو در پرونده کاری اش میباشد سارا و آیدا را میتوان به طور خاص تکرار آثاری همچون تلما و لوییز دانست همان عاشقانه های دوستانه که درگیر اتفاقاتی هولناک میگردند و خود این اتفاقات یا گره های متعدد داستانی میتوانند تاثیر مستقیم در زمینه تغییر ذات وجودی شخصیت ها داشته باشند نکته جالب توجه آن است که برای دراماتیزه کردن آثار این چنینی بهتر است تفاوت در نوع بینش و ظاهر و حتی زندگی دو دوست مشاهده گردد چرا که این موضوع قدم مثبتی برای ارائه یک خط داستانی محکم و با چارچوب میباشد اما سارا آیدا هیچکدام از بحث های صورت گرفته را در خود مشاهده نمیکند شاید بد نباشد برای فهم بهتر این موضوع به یک ضرب المثل یا نقل قول قدیمی رجوع کنیم آنجا که میگویند دوست را باید در سفر شناخت اساسا ماهیت سفر چیست و چگونه میتواند در پیشبرد دراماتیک یک قصه موثر باشد ؟ پاسخ بسیار ساده خواهد بود سینما برگرفته از طبیعت زندگانی هرکس میباشد و تمامی رویداد هایی که ما روی پرده سینما شاهدش هستیم برگرفته از بخشی از زندگی هر کس، یا تجارب شخصی او میباشد لذا نمایش این حقیقت محض، زمانی در خور توجه خواهد بود که آن حقیقت به شیوه ای دراماتیک عرضه گردد بدین معنا که بین نقاط شروع و پایان قصه، گره های متعدد داستانی حضور داشته باشند که نمودار خطی ما را بار ها و بارها دچار نوسان بنمایند منتها باید توجه داشت که این گره ها همگی در خدمت خط اصلی روایی اثر میباشند و هیچکدام جداگانه و مستقل عمل نمیکنند برای همین است که در بحث دراماتیزه کردن آثار ، توجه بسیاری به وحدت دراماتیک قصه خواهیم داشت بدین ترتیب تشریح قصه هایی به این شکل ،به صورت جاده ای میتواند زیباتر و جذابتر باشد ضمن انکه میبایست روند تغییر در بحث شخصیت پردازی کاراکتر اصلی و محوری قصه مشاهده گردد اما در مقابل در سارا و آیدا با دو شخصیت هم مرتبه از لحاظ فکری و زندگی رو به رو هستیم عدم وجود تضاد فکری میان ان دو هیچگاه نمیتواند زمینه ساز قصه ای مخاطب پسند باشد و نکته جالبتر اینکه هیچگاه نمیتوانیم در فی مابین قصه تصویر روشنی از بک گراند آشنایی آنها داشته باشیم وقتی همه این موارد نباشد قطعا همذات پنداری به شکلی درست برای مخاطب به وجود نمیاید سارا و آیدا از آن دست آثاریست که زمان نسبتا طولانی ای را به پیش در آمد و گاها اماده سازی برای ورود به حلقه بحرانی خود در نظر میگیرد (حدود ۵۰ دقیقه)و خط اصلی فیلم درست بعد از پنجاه دقیقه، با خروج یکی از دو دوست مشاهده میگردد اینطور میتوان استنباط کرد که خروج این دوست میبایست تاثیر دراماتیک خود را بر شخصیت محوری قصه میداشت اما از آنجا که بحران پیش پا افتاده و دم دستی است ، هیچگاه نمیتوان انتظار یک تغییر فصل در بطن سارا و آیدا را داشت ضمن انکه به دلیل استفاده از شیوه پرداختی که پر تکرار میباشد ،نوع پیشبرد اتفاقات در بسیاری سکانس ها و پلان ها قابل حدس خواهد بود یکی از مشکلاتی که سارا و آیدا از ان به شدت رنج میبرد کات هایی است که به سبب ناگهانی بودن در بسیاری سکانس ها ریتم فیلم را دچار افت میکند علیرغم حضور آیدا (پگاه آهنگرانی)اما قصه حول اتفاقاتی میگذرد که گریبانگیر زندگی سارا میباشد لذا سارا به عنوان یک شخصیت محوری حضور دارد تا با زاویه دید وی ،مخاطب شاهد تشریح روایتی باشد که همگی نه سیاه ،بلکه سیاه و سفید میباشد . تلاش مازیار میری ستودنیست چرا که وی ضمن پیشبرد اثر ،با ایجاد سکانس هایی همچون پاساژ گردی یا ماجرای داب اسمش که به نوعی آن سکانس، تداعی کننده قلمداد میگردد سعی دارد تعادل را به فضای روایی قصه برگرداند متاسفانه باید اظهار داشت که اگرچه بازی آهنگرانی قابل قبول است اما بازی غزل شاکری به شدت خارج از معنا و خارج از سابقه تصویری او است شاید باید اینطور انگاشت که مازیار میری در انتخاب زوج بازیگر اصلی اش هم دچار اشتباه شده است شیرین یزدان بخش هم مثل همیشه بازی تیپ شده و مادرانه خود را به شیوه ابد و یک روز و آثار این چنینی تکرار میکند این بدین معناست که در بازی او هیچگونه تازگی و نو آوری نیز مشاهده نمیگردد به عبارت دیگر مازیار میری هیچگونه عملکرد متفاوتی نسبت به بازی های پیشین او در بازی جدیدش از او انتظار نداشته است که این موضوع مهمترین اشتباه مازیار درشخصیت سازی کاراکتر او است سارا و آیدا از ارامش یک رفاقت به آشوبی میرسند که این آشوب از روابط علت و معلولی حاکم در قصه تبعیت میکند این بدین معناست که تضاد میان این دو موضوع آغاز گر قصه ایست که هیچگاه تولید مفهوم نمیکند یکی دیگر از ضعف های عمیق فیلمنامه را میتوان در بحث دیالوگ نویسی مشاهده کرد بخشی از این دیالوگ ها به جای زندگی شبیه کتب درسی یا فلسفه میباشند دیالوگ هایی که کمتر در زندگی یومیه مردم رد و بدل میگردد پر واضح است مازیار میری هر جا که به دنبال القای حس بوده است دست به دامن موسیقی متن فیلم شده تا شاید این موسیقی بتواند در برخی سکانس ها تاریکای احساس را به روشنایی تبدیل کند که ماحصل آن چیزی جز همذات پنداری نخواهد بود اما در ادامه مشاهده میکنیم که تکرار مکررات حاصلش یک سر دردی بیش نیست تصویر برداری در بحث فرم در اغلب موارد دچار مشکلات جدی میباشد چرا که هیچ دکوپاژی نمیدهد آن حسی که باید شخصیت داشته باشد به بیان ساده تر داخلی اتومبیل و شرح گفتمان مابین علیرضا و سارا را شاهدش هستیم دوربین ما بین صندلی عقب قرار گرفته است و نمای پشت سارا و علیرضا پشت فرمان را به نوعی نشان میدهد که القا گر این حس است که شخصی دیگر در صندلی عقب شاهد صحنه گفتگوی ان دو میباشد و این نما یک نمای ذهنی یا سوبژکتیو است که همچنین چیزی با منطق روایی فیلم همخوانی ندارد یا در دیگر موارد های انگل های دوربین (بالا به پایین)را شاهدش هستیم که تماما بی معناست و از هیچ منطقی تبعیت نمیکند جمع بندی نهایی : سارا و آیدا از آن دست فیلم هاییست که اگرچه از مشکلات زیادی در شیوه ساختش رنج میبرد اما در برخی اوقات به خاطر دلنشین بودن برخی نقش آفرینی ها میتوان تماشایش کرد و از ان لذت برد چرا که به خصوص نیمه ابتدایی ان میتواند یاد آور رفاقت های ماندگاری باشد که با هیچ آفتی آسیب نمیبیند و این شیوه رویا پردازی اگر چه باور پذیر نیست اما باورش را دوست خواهیم داشت

الهيار لؤلؤ
الهيار لؤلؤ 1396/06/13
4
برآیند نمره فیلسین خود گویا تر است!

سارا و آیدا برای من فیلم زیاد دلچسبی نبود! شخصیت های اصلی فیلم به خوبی انتخاب شده بودند و خوب هم بازی میکردند اما شخصیت پردازیها ضعف داشت و سهم عمده ایش به فیلمنامه مربوط میشد روند ماجراهای فیلم یه جاهایی خسته کننده میشد و در مقاطعی هم با عجله و شتابزده پیش میرفت، از لایه بازیگران اصلی فیلم که عبور میکردیم بازی سایرین هم ضعیف از آب درامده بود و همه اینها باعث شد که رضایتی در خور نامهای موجود در تیتراژ از سالن بیرون نیایم.

حمید جانانه
حمید جانانه 1396/05/21
10
سارا و آیدا فیلمنامه ای حساب شده دارد

سارا و آیدا فیلمنامه ای حساب شده دارد. ساختار سه پرده ای ، چیدن درست نقاط عطف، گره افکنی و گره گشایی ، روابط علت و معلولی و در نهایت شخصیت هایی که تا حدودی در حد درام به آن ها پرداخت شده است. اما چه چیزی در این اثر وجود دارد که با تمام این حسابگری ها، تبدیل به اثری دلنشین و درخشان نمیشود؟ واقعیت این است که صرفِ دانستن تکنیک، منجر به خلق احساس نمیشود. نوشتن فیلمنامه ای که حداقل های ساختار را رعایت کرده باشد، برای یک فیلم حرفه ای امتیاز نیست. بلکه جزو ملزومات کار است. یکسری از موارد قواعد سینماست. و ربطی به سلیقه ندارد. مهم این است که شما در ساختار حساب شده خود، چگونه به موضوع نگاه میکنید. چه آدم هایی را خلق میکنید و آن ها را در چه مسیری قرار میدهید. کیفیت این طی شدن این مسیر است که اهمیت دارد. فیلم پیش داستانی دارد که به آن اشاره چندانی نمیشود. اتفاقاتی رخ داده و حال شخصیت های ما رفته رفته درگیر تبعات آن اتفاقات میشوند. اما برخورد شخصیت ها با بحران، همان برخورد کلیشه ای همیشگی است. بدون هیچ خلاقیت و نگاه جدیدی. سارا ویژگی های تیپیکال دختری ساده، مظلوم و اهل خانواده را همراه دارد. دختری که حال باید تاوان بدهی های برادرش را بدهد تا مادر زندان نیفتد. و در ادامه در دوراهی انجام کاری قرار میگیرد. فیلم تمرکز بر رابطه دوستانه او با آیدا دارد. و طی شدن مسیر این بحران توسط این دو. شخصیت ها بیشتر در کنار هم یکدیگر را تکمیل میکنند. سارای آرام و ساکت، مکمل شلوغی ها و حضور انرژیک آیدا میشود. آیدایی که در ادامه متوجه میشویم از شهرستان به تهران آمده و گویا در محل کار با سارا آشنا شده و این دو رابطه ای خواهرانه با یکدیگر دارند. اما این طراحی های شخصیتی، بعد پیدا نمیکند. و در همین نشانه های تیپیکال باقی میماند. خرید رفتن و داب اسمش ساختن- که البته در ادامه فیلمساز از داب اسمش برداشت خوبی میکند- نمیتواند همه ماجرا باشد. آیدا برای آنکه صرفا تمهید فیلمساز برای نقطه اوج روایت نباشد، و تصادفش راهبرد فیلمنامه نویس برای وادار کردن سارا به تصمیم گرفتن تفسیر نشود، نیاز داشت که این دو را بیشتر برای ما معرفی کرده و رابطه دوستانه جدی تر میساخت. این خواهرانگی در پرسه زدن پاساژها و ماشین راندن و کمک در اسباب کشی در نمی آید. نیاز به حس و حال دارد. حس و حال دوستی ای عمیق. که در فیلم نیست. از طرفی دیگر آدم های دیگر داستان نیز بعد ندارند. مثلا نامزد سارا- با بازی بد سعید چنگیزیان- بیش از آنکه یک مرد مسئولیت پذیری که نگران ساراست و میخواهد به او کمک کند باشد، شبیه بازجوهایی است که مدام سوال میپرسد و به شکل تهدیدگری سارا را زیر نظر دارد و در نهایت عاملی است برای ایجاد تعلیق در بحران و ترس سارا از لو رفتن ماجرا. و یا مادر سارا که حضوری سایه وار دارد. پس از ماجرای زندان، دیگر از مادر چیزی نمی بینیم. قبل از آن هم فقط چند نگاه نگران. درحالی که مادر یکی از قطب های اصلی ماجراست. و یکی از نیروهای پیش برنده درام. اما حضورش در این حد میشود که گاه و بی گاه به دخترش بگوید کسی در کوچه سراغش را میگیرد. همین بعد نداشتن شخصیت ها باعث میشود ما با چیزی شبیه به اپیزودی از سریال های تلویزیون مواجهه باشیم. فیلم آن حس و لخظه شوق برانگیز سینمایی را ندارد. شاید این حرف عوامانه باشد ولی فیلم لخت است. بی روح. درست است که با تمامی این موارد، شخصیت ها در جای خود درست ایستاده اند و روند خطی درام با همین میزان پرداخت هم جلو میرود. ولی نمیتوان نام آن را سینما گذاشت. سینمایی که مخاطب برای رو به رو شدن با آن، در نهایت احترام خود را در سالنی تاریک حبس میکند و همه هوش و حواسش را به پرده ای می دوزد که او را وارد زندگی و دنیایی کند که پیش از آن تجربه نکرده. فیلم عاری از جزئیات است. جزئیاتی از روابط و زندگی آدم ها. و نبود این جزئیات، روند حرکتی را به شدت قابل پیش بینی میکند. پایان فیلم علارغم باورپذیر بودن، از اواسط روایت قابل پیش بینی است. و نمیتواند آن شوک عاطفی را به بیننده منتقل کند. این ایرادات جدا از بحث فیلمنامه- که صرفا هم و غمش را در رعایت درست تئوری ها گذاشته است- در کارگردانی نیز نمود فراوانی دارد. نماها اکثرا بدون فکر خاصی هستند. پلان ها از زوایایی گرفته شده اند که هر کارگردانی با دانش متوسط از تکنیک های این حرفه، می تواند آن ها را بگیرد. نه با میزانسن خاصی رو به رو هستیم و نه سبک بصری و چیدمانی که ما را با خود همراه کند. کارگردانی فیلم نیز لخت است. و همچنان عاری از جزئیات. در نهایت میتوان گفت که فیلم در بهترین حالت خودش، اثری متوسط است که دست مخاطب بسیار جلوتر از دست فیلمساز است و مسیر او را میخواند. اگر مازیار میری میخواهد به همین قاب بسیار کوچک از سینما دل خوش کند که حرفی نیست. ولی برای دیدن قابی بزرگ تر و لذت بخش تر، هنوز بسیار راه مانده.

سایر اطلاعات فیلم سارا و آیدا

اطلاعات کمپانی ها
گیشه
میزان فروش:

2,621,226,000 تومان

حاشیه ها
  • این فیلم در دهمین جشنواره بین المللی فیلم جایپور جایزه بهترین فیلم آسیایی را دریافت کرد.

  • اولین پلان این فیلم با حضور خانواده رشیدی و به یاد «داود رشیدی» در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی فیلمبرداری شد.

اطلاعات تکمیلی
مشخصات فنی
زمان :

89 دقیقه

داستان

هفتمین ساخته سینمایی «مازیار میری» فیلمی است با مضمون اجتماعی که داستان دو دوست به نام‌های «سارا»(غزل شاکری) و «آیدا»(پگاه آهنگرانی) را روایت می‌کند که بر اثر اتفاقی آبروی یکی از آن ها در خطر است. تلاش آن‌ها برای بازگشت به شرایط طبیعی مشکلاتی را برایشان به وجود می‌اورد که دوستی این دو را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

اطلاعات بیشتری دارید؟ ما را در کامل کردن اطلاعات این اثر کمک کنید به روز رسانی اطلاعات، بازیگران و عوامل فیلم سینمایی سارا و آیدا | Sara and Ayda

آخرین مشارکت های کاربران